أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
99
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
سنگى ديگر بنهند پس آن سنگ برگرفت كه بر سبيل تبرك بسر « 137 » قبر خود نهد در فلان موضع معين و وصيت بر اين كرد « 138 » بعد از آن شيخ كبير را در خواب ديد كه فرمود از بهر چه چنين كردى و چهكس ترا بر اين داشت كه اين سنگ را از قبر بردارى و سنگ ديگر حمل درويشان كنى و اين سنگ مخصوص خود گردانى و جنگ كرد با او چون بيدار گشت گفت واجب شد بر ما غرامت شيخ و جماعت درويشان طلب كرد « 139 » و طاحونهء نيكو داشت وقف حضرت شيخ كرد و تا امروز باقى است متوفى شد در سال ششصد و شصت و يكم از هجرة و او را دفن كردند در برابر شبكه شيخ كبير « 140 » . شيخ معين الدين ابو ذر جنيد كثكى صديقى صوفى « 141 » پيشواى زمان و مفتى اوان خود بود و هفتاد سال « 142 » بطريق اكابر معاش كرد و فتوى خلايق را جواب مينوشت و مدت شصت سال مفتى بود و مسافرت عراق و حجاز و شام كرد و علمها در
--> ( 137 ) - جها : بر . ( 138 ) - جها : وصيت كرد . ( 139 ) - مد : كردن . ( 140 ) - رجوع شود براى شرح احوال صاحب ترجمه بشيرازنامه ص 126 و در جاى ديگر عجالة ذكرى از او نيافتم ( حاشيه شد الازار ) . ( 141 ) - الشيخ معين الدين ابو ذر عبد الله بن الجنيد بن روزبه الكثكى الصوفى ( شد الازار ) . چنين است درب و شيرازنامه صفحه 123 ( يعنى الكثكى با كاف و ثاء مثلثه و باز كاف و سپس ياء نسبت ) ، ق : الكتلى ( با تاء مثناة فوقانيه و لام بجاى كاف دوم ) - درست معلوم نشد كه اين نسبت كثكى يا كتكى بچه يا يكجاست ولى قاعدة بايد منسوب باشد بكتك كه فعلا با تاء دو نقطه تلفظ مىشود و نام سه قريه است در سه بلوك از فارس يكى در بلوك ارسنجان . دوم در بلوك فيروز آباد و سوم در ناحيه بيخه احشام از بلوك لارستان ( رجوع شود بفارسنامه ناصرى ج 2 ص 174 و 244 و 288 ) ، ولى كدام يك از اين سه موضع ممكن است مقصود باشد باز معلوم نيست . ( 142 ) - عاش سبعا و سبعين سنه تصحيح قياسى ، در هر سه نسخه : سبعه در مجمل فصيحى خوافى ( سبعا و تسعين ) و اين به نظر اقرب بصواب ميايد و الا بايستى در سن هفده سالگى بدرجه فتوى دادن رسيده باشد و اين عادة مستبعد است .